...نرمش تاریخی حسن بن علی(ع) همان چرخش در استراتژی بود که با استادی و مهارت تمام صورت گرفت و این زمینه را فراهم آورد که تا طرحی بلند مدت برای مبارزه با جریان سابق الذکر فراهم آید. به این لحاظ حسن(ع) بن علی(ع) را باید بزرگترین مبتکر تاریخ شیعه و اسلام به حساب آورد. امام حسن(ع) به خوبی دریافته بود که شمشیر و تهاجم بر جریان سنتی در نهایت به ضرر جریان دین باور است و اصل و اساس این جریان به زودی از بین خواهد رفت و این دقیقا همان چیزی است که سنتی ها می خواهند. از این رو بود که مصلحت را در ترک مخاصمه و جنگ دید. هر چند این اقدام وی نوعی قربانی کردن خویشتن بود اما امام ترجیح داد خود قربانی باشد تا اصل دین و دیانت.
متن کامل در ادامه مطلب......
در نقل عدالت علی(ع) آمده است که هنگامی که آن حضرت خلافت را به دست گرفت، سیاست تقضیل را که عمر در تقسیم در پیش گرفته بود و بیت المال را بر اساس قرابت با رسول الله، سابقه در اسلام و اصل و نسب قبیله ای بین مردم تقسیم می کرد، کنار نهاده و اموال را به طور مساوی و بدون هیچ قید و شرطی بین مردم جامعه اسلامی توزیع کرد. این اقدام امیرالمونین(ع) امروزه بیشتر به عنوان یک حرکت ایدئولوژیک و آرمانی نگریسته می شود و کمتر مورد توجه اقتصادانان و متخصصان امور مالی جامعه قرار می گیرد.
بقیشو در ادامه مطلب بخونید...![]()
یکی از دوستان لطف کردند و مطلب جالبی برام فرستادن. حیفم اومد برای شما ننویسمش. ضمن تشکر از آقای فرقانی مطلب رو در ادامه مطلب بخوانید.
ضمنا توصیه می کنم حتما به وبلاگ قشنگ ایشون سر بزنید:http://www.mforghany.blogfa.com/

الحمدلله الذی جعلنا من متمسکین بولایه علی بن ابی طالب(علیه السلام)
سلام
منابع روایت کردن که پیامبر(ص) موقع رحلت لوح وقلمی خواست که چیزی بنویسه تا امت گمراه نشن؛ راستی مگه قرآن پیامبر را امی و بی سواد معرفی نمی کنه، پس چه جوری قلم میخاد که بنویسه؟
تازه ادامش گفتن که عمر پیامبرو متهم به هذیان گویی میکنه و مانع آوردن قلم میشه، خب مگه قرار نیست عمر بعد از رحلت پیامبر تو سقیفه باشه پس چه جوری می تونه این کار رو بکنه؟
به نظر شما جریان چیه؟ ![]()
بی زحمت شرح ماجرا در ادامه مطلب بخونید. ![]()
امروز می خوام یه مطلبی براتون بذارم که شاید به مزاج خیلیها خوش نیاد و عصبانی بشن و حتی بگن این چیزا دروغ و جعلیه! این مطلب را از بخش پاسخگویی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی(http://www.pasokhgoo.ir/) گرفتم؛ منبعشم کتاب وسائل الشیعس که کتب مهم و اصل حدیث شیعه می باشد. اگه به دور از تعصبات، یه کم دقت کنیم می بینیم خیلی هم دور از انتظار و غیر قابل قبول نیست. به هر حال منتظر شنیدم مطالب مستدل و نظرات سازنده شما هستم.
آیا امام علی(ع)به امامت خلفا نماز می خوانده است؟
1ـ سماعه، از ازدواج و نماز خواندن اهل بيت پرسش نمود، در پاسخ وي گفته شد:پيامبر خدا با آنان وصلت نمود و علي(ع) پشت سر آنان نماز خوانده است.(1)
2ـ از حضرت موسى بن جعفر(ع) نقل شده : حسن و حسين پشت سر مروان نماز ميخواندند و ما نيز با آنان نماز ميخوانيم.(2)
3ـ يکي از ياران امام صادق(ع) به آن حضرت ميگويد: ما، امام جماعتي داريم که تمام همفکران و ياران ما را دشمن ميدارد (آيا به او اقتدا کنم) حضرت ميفرمايد: ديدگاه او، به تو زياني نميرساند. سوگند به خدا، اگر داراي صداقت باشي، تو از او سزاوارتري که به مسجد بروي، پس تو اولين فردي باش که داخل مسجد ميشود و آخرين کسي باش که از مسجد خارج ميشوي .اخلاقت را با مردم نيک گردان و به سخن نيک بر زبان جاري کن.(3)
4ـ اسحاق بن عمار نقل ميکند که امام صادق به من فرمود: آيا با آنان نماز (جماعت) ميخواني، گفتم: بلي، فرمود: با آنان نماز بخوان چون کسي که با آنان در صف اول نماز بخواند، همانند کسي است که شمشير را در راه خدا آماده(4) نموده
5ـ عبدالله بن سنان نقل ميکند که امام صادق(ع) فرمود: از بيماران آنان (اهل سنّت) عيادت نمائيد. در تشييع جنازه آنان حضور بهم رسانيد. به عنوان شاهد، براي آنان شهادت دهيد، و در مساجد با آنان نماز بخوانيد.(5)
6ـ بعد از رحلت پيامبر که علي(ع) با ابوبکر بيعت نکرد، ابوبکر فردي را به محضر علي فرستاد که آيا از بيعت با ما کراهت داريد؟ علي پاسخ داد: تا قرآن را جمعآوري نکنم جز براي نماز عبا در بر نميگيرم(6)
با توجه به اينکه امام همسايه مسجد بود و در صدر اسلام، تمام مسلماناني که مشکلي نداشتند در مسجد براي جماعت حاضر ميشدند، منظور حضرت از برگرفتن عبا براي نماز ـ با توجه به روايات ديگر که ذکر شده ـ حضور در مسجد براي جماعت بود.
امامان معصوم(ع) از جمله علي(ع) ، هر چند در مسايل زيادي با آنان اختلاف داشتند ، اما در جماعت آنان شرکت ميکردند و شيعيان خود را نيز تشويق مينمودند که در نماز جماعت شرکت کنند . چون مصلحت اسلام چنين اقتضا ميکرد . علي(ع) و امامان معصوم مصالح اسلام را بر هرچيز مقدم ميداشتند . وقتي آن حضرت در مسئله امامت که مهم تر از موضوع نماز بود ، به خاطر مصالح اسلام و مسلمانان سکوت اختيار کرده و بنا بر مصلحت جامعه نه تکلیف خود، به خلافت آنان رضايت دادند ، در نماز نيز همين امر را رعايت مي کردند.
***ضمن این که امام علی(ع) دارای جایگاه ویژه ای در آن جامعه بودند چنانچه بیعت نکردن ایشان به قدری برای رهبران آن روز مهم بود که برای گرفتن بیعت از آن حضرت دست به هر کاری زدند. بنابراین منطقی به نظر نمی رسد که مثلا امام 25 سال در آن جامعه زندگی کرده باشد و پشت سر خلفا نماز نخوانده باشد، و هیچ مشکلی هم برایش پیش نیامده باشد و ضمنا منابع هم هیچ اشاره ای به این موضوع نکرده باشند. این موضوع را هم درنظر بگیرید که در آن زمان هم به علت محدود و کوچک بودن شهر ها و هم به دلیل فضای معنوی جامعه و تاکید بر ارزش فراوان نماز جماعت تقریبا اقامه نماز در مسجد و به امامت خلیفه مسلمین یک سنت بود و همه مردم نماز را به جماعت در مسجد اقامه می کردند. از این رو عدم شرکت امام در مسجد با توجه به تمام موارد ذکر شده به علاوه همسایه مسجد بودن، یک مسئله عادی نیست که بشود به راحتی از کنار آن گذشت و قطعا اگر چنین چیزی بود انعکاس بسیار وسیعی به خصوص در منابع خود اهل سنت داشت.
البته قطعا همراهی امام با جامعه در این مقطع 25 ساله که فقط هم به نماز خواندن منحصر نمی شود و شواهد بسیار دیگری مبنی بر شرکت امام در برخی از امور دیگر جامعه هم وجود دارد، دلیل بر مشروع شمردن حکومت خلفا نیست بلکه بنا بر مصلحت جامعه و برای جلوگیری از اختلافات در جامعه نوپای مسلمان بوده است. چنانچه امام علی(ع) در موقعیت های گوناگون بر غصب حق ایشان در حکومت اشاره می کنند.
همان طور که در عصر حاضر نيز مراجع عاليقدر، به زائراني که به مدينه و مکه مشرّف ميشوند، تأکيد ميکنند که در نماز جماعت آنان شرکت نمايند و بدون عذر، از شرکت در نماز جماعت دريغ نورزيد، چون هر چند كه فرقه هاي اسلامي ، اختلاف نظر هايي دارند ، اما مصلحت اسلام در اين است كه همه مسلمانان در مقابل دشمن مشترك با هم متحد شوند . بی تردید اين ديدگاه نشأت گرفته از سيرة و سنّت امامان معصوم به خصوص علي(ع) است.
پينوشتها:
1ـ وسائل الشيعه، ج 3، ص 383، ح 10.
2ـ همان، ح 9.
3ـ همان، ص 382، ح 6.
4ـ همان.5ـ همان.
6ـ رسول محلاتي، زندگي اميرالمؤمنين(ع)
*** تا اینجای مقاله همان طوری که گفتم متعلق به واحد پاسخگویی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی می باشد؛ اما مطالبی که بعد از این سه تا ستاره خوشگل میاد، غیر از مورد رنگی شده، از خودم( اندیشه) می باشد!!

اگر چه همه از تعریف و تمجید خوششون میاد،ولی در کنار تعریف تمجیدایی که میکنید( که خیلی ازتون ممنونم) اگه انتقاد یا سوال و ابهامی هم در مورد مطالب به نظرتون می رسه حتما بنویسید. یادمون باشه هیچ وقت، هیچ حرفیو همون دفعه اول بی چون و چرا نپذیریم.![]()
"همانا سستی انسان در انجام دادن کارهایی که برعهده او است و پافشاری بر کاری که از مسئولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه ویرانگر است. اقدام تو در تاراج کردن مردم قرقیسا[1] در مقابل پاسداری نگردن ازمرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم _ کسی در آنجا نیست، که لشکر دشمن را از آن مرزها دور سازد_ اندیشه این باطل است. تو در آنجا پلی شده ای که که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند. نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند، نه هیبتی داری که از تو بترسند و بگریزند؛ نه مرزی را می توانی حفظ کنی، و نه می توانی شوکت دشمن را در هم بشکنی؛ نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی و نه امام و امیر خود را راضی نگه می داری."[2]
به نظر شما امام علی(ع) چنین نامه ای با این عبارات تند و آتشین را خطاب به کدام یک از کارگزارانش نوشته است؟
به قول او دوستمون توی تلویزیون، شاید باورتون نشه ولی... آری امام علی این نامه را خطاب به کمیل بن زیاد نخعی، همو که دعای شبهای جمعه مان به نام او مزین شده است، نوشته است. همه می دانیم که کمیل از یاران با و فا و مورد اعتماد امام علی(ع) بودند.و از معدود کسانی که درغوغای قدرت طلبی های پس از رحلت پیامبر(ص) و سهم خواهی های آغاز خلافت امیر المومنین(ع)، هیچ گاه امام را تنها نگذاشتند. اکنون آیا شایسته است که امام این گونه با او عتاب کنند؟ماجرا چیست؟
آن گاه که کمیل از طرف امام علی (ع) کاگزار شهر ((هیت))[3] بود، در کار خود ضعف نشان داد.در حالی که مامورین معاویه به اطراف عراق یورش بردند، کمیل به جای ایستادگی در برابر آن ها ،سعی می کرد ضعف خود را با حمله به مناطق اطراف که تحت سلطه معاویه بود، مثل قرقیساء جبران کند. حضرت از عملکرد او ناراحت شده و با نوشتن این نامه او را از این کار نهی کردند.
بازگردید و یک بار دیگر نامه را با دقت بخوانید.
در مرام امام علی(ع) واژه ای به نام تعارف وجود ندارد، آنجا که می باید از سرسخت ترین افراد، سرسخت تر و آنجا که می باید از رئوف ترین ها رئوف تر است. در جایی که کمیل با وفای او دچار خطا می شود بدون این که از عاقبت این سرزنش تند و از دست دادن دوست، یاورو نیز کارگزار دولتش _ آن هم در آن شرایط دشواری که امام درحکومت خود با آن مواجه بود_ بترسد و یا به عبارت دیگر مصلحت سنجی کند،به شدت او را مورد سرزنش قرارمیدهد؛ ولی در جایی که کمیل را انسانی طالب معرفت میبیند عاشقانه سر در گریبانش می کند و مخلصانه و متواضعانه زیباترین سرود بندگی را در گوشش زمزمه می کند:
اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء...
امام، نه به جهت دوستی و رفاقت و حتی زهد و تقوای کمیل که بهتر از هرکس دیگر به آن واقف بود از اشتباه او چشم پوشی می کند و نه به دلیل اشتباه او در امر مملکت داری به کلی او را از خود طرد می کند. لحظه لحظه زندگی و کلمه کلمه سخن امیرالمومنین (ع) عین عدالت و شاهدی برای شیعیان بلکه تمام جهانیان در تمام دوره ها و اعصار است.
[1] - شهری در بین النهرین در انتهای نهر فرات و بر سر راه بازرگانی عراق و شام.
[2] - نهج البلاغه نامه 61.
[3] از شهرهای مرزی بین عراق و شام و در کنار فرات که کاروانهای تجاری از آنجا به حلب در شام می رفتند.